۱۴۰۵.۰۸.۰۹

نمایشنامه «مرگ‌اندود» به نویسندگی داود کریمی که در ایام فاطمیه در سالن سوره حوزه هنری روی صحنه رفت، روایتی سورئال و تأمل‌برانگیز از تقابل چهار چهره تاریخی روی پل صراط است؛ اثری که به گفته نویسنده‌اش، اهمیت انتخاب در بزنگاه‌ها را به تصویر می‌کشد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری صداوسیما، داود کریمی نویسنده نمایش «مرگ اندود» گفت: بزرگترین پیام نمایش «مرگ اندود» نیز اهمیت انتخاب افراد است چراکه ما تصمیماتی در زندگیمان می‌گیریم که ممکن است پیش‌آمدهایی را برای ما رقم بزند که حتی تا سر پل صراط هم گریبان‌گیرمان شود.

او اظهار کرد: «مرگ اندود» داستان مواجهه دو قشر آدم است که با هم اختلافاتی دارند یعنی در یک جبهه طلحه و زبیر و در جبهه دیگر ابوعبیده و خالد هستند.

این نمایشنامه‌نویس ادامه داد: نکته این است که این چهار نفر یک وجه اشتراک و یک وجه تفاوت دارند. وجه اشتراک‌شان این است که به قول امام امیرالمومنین علیه السلام هر چهار نفر اهل جهنم است. ولی نقطه تفاوت‌شان این است که از میان این چهار نفر، دو نفر در زمان حمله به بیت حضرت صدیقه سلام الله علیها از مدافعین خانه امیرالمومنین (ع) بودند و دو نفر از مهاجمین. در آن واقعه تاریخی که نقطه عطف همه اتفاقات تاریخی مذهبی بعد از خودش است، این دو قشر در مقابل هم قرار گرفتند ولی در آخر عاقبت و سرنوشتشان مثل هم شد.

او درباره روند نگارش این نمایشنامه اظهارکرد: از ایده‌پردازی تا نسخه نخست نمایشنامه چیزی حدود ۲۰ یا ۲۳ روز زمان صرف شد. اول به این نتیجه رسیدم که جذاب می‌شود اگر یک فضای برزخی و به قول امروزی‌ترها سورئالیسم را تصور کنیم که آدم‌ها مجبور شوند خودشان را قضاوت کنند و با اعمال و رفتارها و تصمیماتی که در زندگیشان گرفتند روبه‌رو شوند. بعد به این نتیجه رسیدم که بهترین نقطه برای این روبه‌رو شدن پل صراط است و با منابع مذهبی و تاریخی و روایی که ما درباره پل صراط داریم، دیدم که این تصمیم کاملا درست است چون همه آدم‌ها از روی صراط رد خواهند شد مثل آیه قرآن که اتفاقاً در نمایشنامه هم به آن اشاره شده و می‌فرماید «و إِنْ مِنْکُمْ إِلاَّ وارِدُها» یعنی همه مخلوقات خداوند از معصومان تا آدم‌های فاسد از روی این پل رد خواهند شد. بعد تصمیم گرفتم درباره اینکه چه آدم‌هایی را روی پل صراط بیاورم و این افراد بخواهند جواب پس دهند، بنویسم. سپس تصمیم گرفتم به دو نفر از کسانی که به خانه حضرت فاطمه (س) حمله کردند و دو نفر از کسانی که از حضرت دفاع کردند، بپردازم.

روایت مواجهه چهره‌های شاخص تاریخ روی پل صراط

کریمی ادامه داد: یکی از دو نفری که از حضرت زهرا (س) دفاع کردند زبیر بوده و دیگری هدف متفاوتی از این حضور داشته است. این طرح باعث شد که ما بتوانیم پل صراط را به درِ خانه حضرت زهرا تشبیه کنیم که اگر به این خانه حمله کردید سزاوار آتش جهنم هستید. همچنین در یک لایه پنهانی از نمایش و نمایشنامه به این اشاره شده که اتفاقاً مقابله با امیرالمومنین (ع) هم خود پل صراط است یعنی شما اگر در تقابل با امیرالمومنین (ع) قرار بگیرید در پل صراط خودتان را در مظن آتش قرار داده‌اید.

این نویسنده یادآور شد: تقابل این چهار نفر از دو دسته مختلف در اوایل ایام بعد از شهادت رسول الله به نظرم مقداری کار را درام‌تر و جذاب ‌کرد. همچنین سعی کردیم با استفاده از این داستان، نقاط مبهمی که در تاریخ گفته شده و قطعیت در مورد آنها وجود دارد اما بخاطر تورق نکردن منابع به آن دست پیدا نکرده‌ایم را به مخاطب نشان دهیم.

او افزود: در «مرگ اندود» تلاش کرده‌ایم تا تصویر درست، واقعی و مستند بر روایت از اتفاقات حمله به خانه حضرت زهرا (س) را به مخاطب ارائه کنیم تا بتواند اتفاقات رخ داده را هم تصور کند.

کریمی در معرفی هر چه بیشتر این اثر عنوان کرد:«مرگ اندود» بر این نکته تاکید دارد که مهم نیست در بزنگاه‌های زندگی چطور عمل می‌کنیم بلکه مهم این است که اگر عمل خوبی انجام دادیم آن را نگه داریم و در ادامه مسیر رو  به سمت به رستگاری حرکت کنیم و اگر عملمان بد بوده بتوانیم از این عمل زشت برگردیم و خود را اصلاح کنیم.

او ادامه داد: به نظر من بزرگترین نماد اهمیت انتخاب در نمایش شخصیت زبیر است. او آدمی است که از تصمیمات درست شروع کرده و آرام آرام از مسیر درست منحرف شده است. زبیر تنها کسی است که نسبت نسبی با امیرالمومنین (ع) دارد؛ او پسر عمه امیرالمومنین است و حضرت علی (ع) هر وقت می‌خواست زبیر را خطاب قرار دهد او را به اسم مادرش صدا می‌کرد و دوستی عمیق و رابطه خوبی با هم داشتند. در روایت‌ها آمده که وقتی پیکر زبیر را برای امیرالمومنین (ع) آوردند، حضرت گریه میکرد و میگفت این دست‌ها در بدر و احد چقدر برای خدا شمشیر زد و ایشان یکایک رشادت‌های زبیر را یاد کرد. اما مسئله این است که شاید زبیر متوجه اهمیت انتخابش نشد و تصمیم اشتباه او که اولینش به نظر من دوستی با طلحه و ادامه دادن این دوستی بوده، او را از مسیر درست خارج کرد.

روایت مواجهه چهره‌های شاخص تاریخ روی پل صراط

کریمی تاکید کرد: بزرگترین پیام نمایش «مرگ اندود» نیز اهمیت انتخاب افراد است چراکه ما تصمیماتی در زندگیمان می‌گیریم که ممکن است پیش‌آمدهایی را برای ما رقم بزند که حتی تا سر پل صراط گریبان‌گیرمان شود و دست از سرِ ما برندارد. تا زمانی که ما با آن فعل خودمان در دادگاه الهی روبه‌رو شویم و درباره ما قضاوت شود.

او گفت: در پرده آخر نمایش به این نکته اشاره شده که زبیر به طلحه می‌گوید که حضرت علی (ع) دنبال عاقبت بخیری من بود و من دنبال تو بودم. اینجا به این نکته اشاره دارد که ما اگر تصمیمات اشتباهی هم می‌گیریم، می‌توانیم در نزدیکترین زمان آن را اصلاح کنیم و چه بسا اگر زبیر در ایام قتل عثمان و در ایام محاصره خانه عثمان همراهی با طلحه نمی‌کرد این رفاقت آنقدر عمیق نمیشد که طلحه بتواند زبیر را راضی کند تا در جمل لحظاتی را در سپاه مقابل امیرالمومنین قرار گرفته باشد.

نویسنده «مرگ اندود» تشریح کرد: تصمیم زبیر برای شرکت نکردن در جنگ جمل به این نکته اشاره‌ای دارد که ممکن است تصمیم اشتباهمان را بخواهیم اصلاح کنیم ولی نتوانیم اصلاحش کنیم یعنی تصمیمی که گرفته‌ایم را عملی نکنیم و تصمیم درست بعدی را نگیریم .تصمیم درست بعدی برای زبیر قطعا این بوده که به سپاه امیرالمومنین بپیوندد و در کنار همرزم زمان صدر اسلام باشد و خودش در مقابل نفاق و کفری که آن روز بر جامعه مسلمین حاکم بوده بجنگد ولی زبیر این تصمیم را نمی‌گیرد و باعث می‌شود که او از منطقه جنگ فرار کند و در بیابان عرب بادیه نشین در پی شمشیر و بازوبند و لباس او، زبیر را بکشد و بعد این ادعا را کند که من به خاطر اینکه زبیر از سپاهیان جمل بود او را کشتم که به گفته امیرالمومنین هر دو نفر یعنی هم زبیر و هم قاتلش در آتش جهنم خواهند سوخت. به خاطر اینکه زبیر تصمیم اشتباهش را تبدیل به انتخاب درست نکرد و آن آدمی که زبیر را کشت نباید زبیر را می‌کشت چون او دیگراز اصحاب جمل نبود. درست است که زبیر سعادت را انتخاب نکرد ولی در مقابل امیرالمومنین (ع) شمشیر هم نکشید و فقط از آن محیط رفته بود.

او در پایان اظهار کرد: شاید اگر بخواهم یک پیام از این نمایشنامه اقتباس کنم و به مخاطب خودم بگویم یا آن چیزی که به عنوان نویسنده دوست دارم مخاطب من از این نمایش دریافت کند این است که تصمیمات انسان‌ها مثل آجرهایی نیست که ما روی هم می‌چینیم و زندگیمان را می‌سازیم. یکی از تصمیمات انسان‌ها ممکن است مثل یک بمب هسته‌ای عمل کند که در سر پل صراط منفجر می‌شود. ما زندگیمان را بر پایه این چیزها بنا می‌کنیم پس باید درست، منطقی، دقیق و با دید بلند به تصمیماتمان نگاه کنیم.

روایت مواجهه چهره‌های شاخص تاریخ روی پل صراط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha